محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

360

مخزن الأدوية ( ط . ج )

متصل به برگ آن و سفيد و مستعمل و چون جميع اجزاى آن سفيد و سبك مانند زبد است لهذا زبدى ناميده‌اند و در وسط تابستان مىرسد . طبيعت آن : بغايت گرم و تند و مانند جبلاهنگ و از جمله سموم است . افعال و خواص آن : مقى و مسهل قوى و جهت تنقيه دماغ و دفع بلغم و صرع با ماء القراطن به قى و تخم آن تا يك درم جهت اسهال بلغم مفيد و زياده از آن مستعمل نيست زيرا كه به سبب سميت قتال است و معالجه كسى كه آن را خورده باشد معالجه جبلاهنگ است . خشخاش مقرّن به ضم ميم و فتح قاف و راى مشدده و سكون نون و آن را خشخاش بحرى نيز نامند جهت آنكه اكثر كنار درياها و اماكن خشنه مىرويد . ماهيت آن : گياهى است سفيد و مزغب و با زوايد مانند اره و برگ آن شبيه به برگ قلومس و گل آن زرد و ثمر آن شبيه به شاخ گاو و منحنى و از اين جهت مقرن ناميده‌اند و در جوف آن دانه‌ها مانند حلبه و كوچكتر از آن و غير جبلاهنگ است چه دانه آن زرد است و دانه اين زرد نيست و بعضى مردم گمان غلط برده‌اند كه شياف ماميثا مستخرج از نبات آنست و وجه غلط ايشان مشابهت برگ اينست با برگ آن . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن آن با ماء العسل جالى و مقطع اخلاط به قى و اسهال و اكتحال گل آن با زيت جهت تنقيه جراحات و خشكريشه آنها و آشاميدن يك مثقال از تخم آن مسهل قوى اخلاط لزجه و طبيخ بيخ آن جهت علل بارده جگر و عرق النساء و ترقيق اخلاط غليظه لزجه نافع . خشاب به ضم خا و فتح شين و هر دو معجمه و الف و باى يك نقطه و خوشاب به واو نيز آمده به فارسى اسم آب مطبوخ ميوه‌ها است مانند آلوبالو و زردآلو و سيب و به و امرود و مويز و امثال اينها كه با شكر طبخ دهند تا به قوام آيد و مانند شراب آنها است . طبيعت مجموع آنها : الطف از اصل آنها است . افعال و خواص آن : هر يك آن راجع است به آنچه از آن اخذ مىنمايند مثلًا از آلوبالو جهت تسكين عطش و التهاب و اصلاح خلط محترق و درد سپرز و از به جهت تقويت اعضاى رييسه و ارواح و قوّت هاضمه و رفع عفونات و از سيب جهت رفع خفقان و غثيان و قى صفراوى و التهاب و حرارت كبد و يرقان اصفر و استسقاى حار و از مويز جهت تصفيه صوت و تفتيح سدد و يرقان و از جامون جهت تقويت معده و تسكين حرارت كبد و بواسير حار و لينت طبع صفراوى و زبون‌ترين همه خشاب زردآلو است و مجموع مولد رياح ، مصلح آنها انيسون و مصطكى است . خشكنجبين به ضم خا و سكون شين معجمتين و فتح كاف و سكون نون و فتح جيم و كسر باى موحده و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون معرب از انگبين خشك است . ماهيت آن : عسلى است بغايت خشك و تند بوى كه از جبال فارس و حدود كازرون خيزد و گويند شبنمى است كه بر اشجار آنجا مىافتد سبز و زرد و سفيد و سياه و سرخ مىباشد و در تنكابن شكرى و در ديلم و طبرستان اسب دندان مىنامند . طبيعت آن : در چهارم گرم و خشك . افعال و خواص آن : در غايت جلا و تقطيع و تحليل لزوجات و سرخ آن قوىتر از سفيد آن و سبز آن بسيار گرم و مايل به تلخى و سياه آن قريب به عسل بلادر و لهذا استعمال آن نشايد . مقدار شربت سفيد آن : تا يك درم و زياده از آن محرق اخلاط و مهلك . بدل آن : به وزن آن عسل و نيم وزن آن گزانگبين و گويند يك وزن و نيم آن عسل است . خشك نان و آن را خشك نانج كه معرب خشك نانگ است نامند . ماهيت آن : نانى است كه از آرد گندم خمير آن را به شيرج سرشته باشند سازند . طبيعت آن : گرم و تر در دويّم . افعال و خواص آن : مولد خون جيّد و مغذى و فربه كننده بدن و جهت اصلاح لاغرى گرده و تقويت باه نافع و ليكن عسر الهضم و مولد رياح غليظ و مصلح آن سكنجبين و مصنوع از روغن بهتر از شيرج است كه روغن كنجد باشد . فصل الخاء مع الصاد المهمله خصيه به ضم خاى معجمه و سكون صاد مهمله و فتح ياى مثناة تحتانيه و ها . ماهيت آن : معروف است و زبون‌ترين اعضاى حيوان است از هر حيوانى كه باشد و بهترين همه خصيه خروس فربه است و گفته‌اند نيكى و بدى آن به حسب حيوان برمىگردد .